خلوت شب

توی این خلوت شب منم و حس غریب

 دل عاشقم چرا از همه خورده فریب


 من توی جاده عشق دیگه پا نمیزارم

 دلمو پیش کسی دیگه جا نمیذارم


 از کجا باید شروع کرد درد دل که گفتنی نیست

 قصه من خیلی وقته که دیگه شنیدنی نیست


 تو خودم دارم میپوسم ولی هیچ کس نمیدونه

 چقدر سخته که آدم با خودش تنها بمونه


 یه روزی خیال میکردم عشق علاجه همه دردهاست

 عشقو فریاد میزدم که آبیه به رنگ دریاست


 من ساده با نگاهی دلمو ارزون فروختم

 ریشمو خودم سوزندم واسه همیشه سوختم


 حالا عمریه که دیگه عشق و من باور ندارم

 تن من میلرزه وقتی اون روزا رو یاد میارم


 آسمون دعا کن امشب واسه این مرد تنها

 خسته ام بس که نشستم به امید صبح فردا

/ 1 نظر / 21 بازدید
کورش

سلام بابک جون خیلی خیلی قشنگه یه جاش که زندگیه اونم آهنگش که داریوشه فدای تو و داریوش[گل]