کاش در کنارم بودی

کاش در کنارم بودی ، کاش میتوانستم تو را در آغوشم بگیرم و نوازشت کن
باورم نمیشود که از من اینهمه دور هستی و فاصله بین من و تو بیداد می کند
کاش می توانستم دستانت را بگیرم و با تو به اوج خوشبختی بروم
کاش میتوانستم بوسه ای بر گونه مهربانت بزنم.... ای کاش
باورم نمیشود ، این همه فاصله در بین من و تو غوغا می کند
و دریای غم و دلتنگی در قلبهایمان طوفان به پا می کند ، امواج تنهایی مثل
خنجر در قلبهایمان می نشیند 
و ای کاش در کنارم بودی ... کاش بودی و دلم را از امید و آرزوهای انباشته شده خالی می کردی 
باورم نمی شود ، سخت است باور کردنش ، با نبودنت در کنارم گویا
در این دنیا تنهای تنهایم .... بی کس ، بی نفس ، میروم با همان پاهای خسته ، در جاده ای
که به آن سوی غروب خورشید ختم شده است
کاش که تو در کنارم بودی،آنگاه دیگر هیچ آرزویی از خدای خویش نداشتم 
سخت است ولی باید در گوشه ای نشست و گریست و انتظار کشید تابه هم برسیم

 

/ 1 نظر / 9 بازدید
ساسان

کاش در کنارم بودی با نبودنت در این دنیا تنهای تنهایم کاش که تو در کنارم بودی خیلی قشنگ و زیبا بود دوست عزیزم